امروز: چهارشنبه, ۰۴ شهریور ۱۴۰۵

تلویزیون خبر اصفهان، مرجع انتشار اخبار، گزارش ها و مطالب ویدئویی درباره اصفهان و...

خبرچــین

نرخ روزانه ارز

دلار
۳,۷۶۵
یورو
۴,۱۵۸
پوند
۴,۸۷۵
درهم
۱,۰۳۳
دلار کانادا
۲,۹۰۴
دلار استرالیا
۲,۸۷۹
ریال سعودی
۱,۰۰۵
لير ترکيه
۱,۰۸۷
کرون سوئد
۴۲۷
رینگیت مالزی
۸۸۴
بات تایلند
۱۱۴
یوان چین
۵۷۰
فرانک سوییس
۳,۸۳۶
کد خبر: 11631
تاریخ انتشار: چهارشنبه, ۳۰ تیر ۱۳۹۵ ۱۶:۰۰

جلیلی و احمدی‌نژاد سمبل یک نوع تفکر هستند

ابراهیم اصغرزاده درباره موضوعات متنوعی از جمله حساسیت مجلس سوم نسبت به موضوع اشرافی‌گری، عملکرد فراکسیون امید، عملکرد دولت‌های احمدی‌نژاد و نیز پیش‌بینی ادامه ائتلاف اصلاح‌طلبان با جریان اعتدالی سخن گفته است که بخش‌های مهم آن در ذیل می‌آید:

جلیلی و احمدی‌نژاد سمبل یک نوع تفکر هستند

به گزارش حقوق نیوز به نقل از خبر آنلاین، آن زمان (مجلس سوم که نماینده بودم) هنوز در کشور دوران پساانقلاب شروع نشده بود. در آن دوران، ارزش‌های انقلابی، جنگ و ایثارگری هنوز معیارها و هنجارهای عمومی جامعه بود. وقتی در سال ١٣٦٧ به مجلس رفتیم، جنگ بود و بعد از آن تا برآمدن دولت آقای هاشمی‌رفسنجانی، دولت مهندس موسوی سر کار بود که نگاهش کاملا دفاع از طبقات محروم بود.
وقتی دولت آقای هاشمی مستقر شد، سیاست‌های اقتصادی دولت به‌گونه‌ای شد که از نظر ما تأثیر تضعیف‌کننده‌ای بر طبقات پایین جامعه می‌گذاشت. همان ‌زمان هم بحثی در مجلس سوم با موضوع اشرافیت مدیران مطرح شد و ما به عنوان جریان چپ این اشرافیت را نقد می‌کردیم. می‌گفتیم اگر دولت می‌خواهد خصوصی‌سازی یا استقراض خارجی کند، باید روشن کند که دارایی‌های دولتی به چه گروه و نیرویی منتقل و محل مصرف اینها چگونه تعیین می‌شود و چه گروه‌هایی از آن بهره می‌برند.

کارکرد سیاسی (احمدی‌نژاد و جلیلی) هر دو یکی است. این دو برهم‌زننده مسیر طبیعی انقلاب برای سازش و سازگاری با نظام بین‌المللی بودند. یعنی جلیلی و احمدی‌نژاد و کسانی که شبیه اینها فکر می‌کنند، با مسیر طبیعی اینکه نظام جمهوری اسلامی در نظام بین‌المللی دارای نقش و کارکرد مثبتی شود، مخالفت می‌کنند. تحریم‌ها محصول ماجراجویی و عملکرد همین اندیشه بود؛ یعنی اندیشه‌ای که معتقد بود ما باید مثل کره شمالی عمل کنیم و به سمت کره جنوبی نرویم.

آقای احمدی‌نژاد به لحاظ تأثیرگذاری در جامعه موفق‌تر است، بالاخره او هشت سال رئیس‌جمهور بوده و در مسئله یارانه‌ها یا عملکردهایی که در سفرهای استانی داشته، مورد شناخت اکثریت جامعه است، پس قطعا این دو با هم فرق دارند. ولی هر دو یک نوع تهدید برای کشور تلقی می‌شوند و به همین دلیل جریان اصلاح‌طلب و جریان اصولگرای میانه که برای خودشان مصالح کشور و منافع ملی کشور را در اولویت قرار می‌دهند، در مقابل این تهدید به وحدت می‌رسند. در حقیقت ما جریانی را که از نظرمان شبه‌برانداز است، یعنی جریانی که می‌خواهد نظم و روندهای موجود را برهم بزند، چه منتهی‌الیه راست و چه منتهی‌الیه چپ باشد، نمی‌پذیریم و آن را مخل وضع موجود می‌دانیم. به نظر ما آقای جلیلی و آقای احمدی‌نژاد هرکدام از زوایای مختلف سمبل یک نوع تفکر براندازانه هستند. نه اینکه با اسلام دربیفتند، چون اتفاقا شعارشان اسلام و انقلاب است ولی نوع نگاهشان به نظم موجود یک نوع نگاه آنارشیستی است.

من یک چیز دیگر را به لحاظ استراتژیک می‌گویم. وقتی از نظر ما وجود یک تفکر، خطر یا تهدید تلقی می‌شود، بنابراین ما می‌توانیم دست از یک‌سری اصول یا ارزش‌گذاری‌ها برداریم و دست به ائتلاف بزنیم. بنابراین اتفاقی که می‌بینید در این چند سال می‌افتد و بین اصلاح‌طلب‌ها و نیروهای معتدل و اصولگراهای میانه ائتلافی شکل می‌گیرد، در مقابل یک تهدید است. تا زمانی که این تهدید وجود دارد، این ائتلاف و اتحاد هم وجود خواهد داشت و به لحاظ استراتژیک هم خوب است. بنابراین اصلاح‌طلبان باید با اصولگراهای معتدل یا در حقیقت جریان میانه مثل آقای روحانی یا آقای لاریجانی و... که اصلاح‌طلب نیستند ولی کارویژه‌هایشان در جامعه ضد تندروی و ضد جریان آنارشیست است، به وحدت برسند. به همین دلیل هم بود که ما در مجلس، فراکسیون امید را به فراکسیون اصلاح‌طلب‌ها ترجیح می‌دادیم. می‌خواستیم فراکسیون امید ترکیبی از همه نیروهایی باشد که در مقابل راست افراطی دارای مواضع هستند.

ما حامی دولت آقای روحانی هستیم. من معتقدم تا زمانی که کاندیداهای سال ٩٦ توسط تندروها تهدید می‌شوند، ما اصلاح‌طلب‌ها هیچ کس دیگری غیر از آقای روحانی را به میدان نمی‌آوریم. یعنی تا زمانی که تهدید جلیلی و احمدی‌نژاد یا امثال اینها وجود دارد،‌ گزینه قطعی ما آقای روحانی است،‌ اصلاح‌طلبان اندیشه افراطی طرفداران خلع ید از جمهوریت و صندوق‌های رأی را هنوز بزرگ‌ترین تهدید علیه انقلاب و نظام می‌دانند. همان تفکری که از اول انقلاب آمده و معتقد بود جمهوری اسلامی زائده‌ای بر اسلام است و باید با حذف آن به سمت حکومت اسلامی برویم و یک حکومت صددرصد ایدئولوژیک شکل دهیم. الگوی ما همین الگوی انتخابات سال ٩٢ و حمایت از دولت روحانی است. اما به محض اینکه آن تهدید برداشته شود، بحث رقابت می‌تواند جدی‌تر شود.
چون ما سیستم حزبی نداریم ولی پارلمان داریم، کاملا این خلأ مشهود است که مجلس کارآمد نیست. ناکارآمدی آن هم، همین حالا که یک ماه از عمر آن می‌گذرد و حوادث بسیار مهمی بیرون و داخل کشور رخ داده، مشخص شده است چراکه ما می‌بینیم در مجلس تحرک لازم وجود ندارد. اول مطبوعات و کف خیابان و جاهای دیگر مباحثی مطرح می‌شود و بعد مجلس به دنبال آن می‌دود. این نشان می‌دهد که ضعفی وجود دارد.

اصلاح‌طلب‌ها خیلی وقت است این مسئله را مدنظر دارند. برایشان بازسازی جبهه اصلاحات ترجیح داشت. اگر یادتان باشد در همان ابتدای دولت اصلاحات هم مسئله پارلمان اصلاحات مطرح بود. چیزی شبیه به کنوانسیون‌های آمریکا  یا لویی جرگه در افغانستان. یعنی کنوانسیون‌های درون‌حزبی یا تشکیلات شیخوخیت‌محور درون‌جبهه‌ای و در سطوح شهرها و روستاها. حوادث پس از انتخابات ٨٨ و شرایط انتخابات ٩٢ ایجاب می‌کرد اصلاح‌طلبان منافع ملی را بر منافع حزبی ترجیح دهند؛ با نیروهای میانه‌تر وارد ائتلاف شدند و از بازسازی درونی بازماندند. قطعا بازسازی سازمان رأی و تشکیلات فراگیر خیلی خوب است. با این حال اصل برای جبهه اصلاحات حفظ ائتلاف با نیروهای اعتدالی به‌خصوص نزدیکان هاشمی و روحانی است و نمی‌خواهند این اتحاد عمل شکست بخورد. بنابراین تشکیل پارلمان در سایه باید نیم‌نگاهی به تاکتیک‌های اتخاذشده داشته باشد.

رئیس دولت اصلاحات چهره‌ای است که تقریبا تمام جریانات اصلاح‌طلب و نوگرا را پوشش می‌دهد. ما الان کمتر نقدی در جبهه اصلاحات نسبت به آقای خاتمی می‌بینیم. بنابراین در هرم اصلاحات تمام این افراد خودشان را باید جا بدهند. برای ما وجود آقای عارف در مجلس ذی‌قیمت است به‌خصوص اگر فراکسیون امید قادر به تأثیرگذاری باشد و بتواند نقش خوبی را در مجلس داشته باشد که هم به بازسازی چهره آقای عارف کمک می‌کند هم به بازسازی چهره اصلاح‌طلب‌ها. ولی فعلا اصلاح‌طلبان عمود خیمه سیاسی‌شان تفکر، اندیشه و منشی است که آقای خاتمی داشته. به نظر می‌رسد تقریبا تمام جریاناتی که در اصلاحات هستند و طیف گسترده‌ای را شامل می‌شوند، از اصلاح‌طلبانی که عدالت‌محور هستند تا اصلاح‌طلبانی که آزادی‌خواه‌ترند یا حتی نیروهای همسایگی ملی مذهبی‌ها به نقش خاتمی اعتماد دارند، یعنی منتهی‌الیه چپ اصلاح‌طلب‌ها که اینها نه‌تنها در داخل کشور بلکه حتی در خارج از کشور هم هستند، محوریت ایشان را پذیرفته‌اند. اپوزیسیونی را شما می‌توانید پیدا کنید که منافع ملی کشور را بر مسائل دیگر ترجیح بدهد؛ حتی چپ مارکسیست باشد ولی منافع ملی را بر منافع ایدئولوژیک خودش ترجیح می‌دهد؛ این می‌تواند اصلاح‌طلب تلقی شود.

فرق ما با پراگماتیسم هاشمی‌رفسنجانی این است که آقای هاشمی‌رفسنجانی برای حفظ وضع موجود اصلاحات را می‌خواهد، ما برای تغییر آن. اصلاحات اصلا یعنی تغییر. وقتی می‌گوید اصلاحات برای حفظ وضع موجود این یعنی پراگماتیسم و یعنی حسن روحانی. بنابراین ما در عمل هم‌پیمان آقایان هستیم، می‌پذیریم و با هم همکاری می‌کنیم. این کاملا شفاف است. بنابراین به تمام نیروهایی که زیر چتر اصلاح‌طلبی هستند توصیه می‌کنیم به این ائتلاف احترام بگذارند و با همان دست‌فرمانی که در سال ٩٤ جواب داد، جلو بروند. به نظر من باز هم جواب می‌دهد. لازم نیست الان این ائتلاف را تجزیه کنیم و جدا شویم. به همین دلیل هم ما اصلا ترجیح نمی‌دادیم که لاریجانی را به سمت اصولگراهای تندرو برانیم، این را منفی می‌دانیم و برعکس، فکر می‌کنیم که هرکس در کشور با هر دیدگاهی اندیشه‌های اصلاح‌طلبانه داشته باشد، به نفع ماست./









Scroll to Top